لحظه تحويل سال، من و ماني دست در دست هم داشتيم. براي. دومين بار سال تحويل كنار هم بوديم. پارسال دوران نامزدي در خونه مادر ماني بوديم ولي اينبار در خونه خودمون. امسال از ته دل دعا كردم و در درجه اول براي به غلتك افتادن زندگيمون و بهتر شدن وضع ماليمون... كه البته عشق و سلامتي و آسايش پاي ثابت دعاهاست. از اونجايي كه طبقه پايين خونه پدريم ساكن هستيم. بعد از تخويل رفتيم طبقه بالا ديدن پدر و مادرم. و بعد براي شام خونه مادرشوهر رفتيم. ... راستي هفته پيش خواهر زاده ام به دنيا اومد و من وماني واقعا وابسته ش شديم و هر روز ميريم ديدن دختر كوچولومون. ماني هر بار اونقدر بغلش نگه ميداره به زور ميگيرم ازش!سال خوبي رو براي همه آرزو ميكنم
+ نوشته شده در سه شنبه دوم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 3:39 توسط پریا
|
برچسب:
نویسنده: آرتین کاظمیان
تاريخ: پنجشنبه
9 تير
1401 ساعت: 5:43